شهادت

اشعار تقارن نوروز با فاطمیه

بارالهــــا تو ببین  این سوز ما فاطمیــــه گشته در نـوروز ما آمدم هیئت که تا خدمت کنم بار دیگر با علـی(ع)، بیعت کنم آمدم خدمت کنم، بر اهـل دل تا نگــردم پیش مولایم، خجـل گفتم امشب سفره ای برپا کنم هفت سین عشق، در آن جا کنم مادرم زهرا(س)، مرا یاری نمود بهـر چیدن، با من همکاری نمود گفت بگذار از بـرای سفــره ها سیـن اول، سیـلـی آن بـی حیـا ادامه این شعر+چند شعر دیگر در ادامه مطلب

ادامه نوشته »

اربعین حسینی تسلیت باد

ای کربلا به قافله کربلا ببین حال مسافران به درد آشنا ببین ما زائران خون خداییم کربلا بر کاروان زائر خون خدا ببین سوغات درد و خون جگر ارمغان ماست احوال ما ز وضع پریشان ما ببین من زینبم که درد چکد از نگاه من در هر نگاه شعله چندین بلا ببین رویم کبود و دست کبود و بدن کبود یاس کبود گر که ندیدی مرا ببین اطفال را به گردن و بازو و دست و پا آثار تازیانه و بند جفا ببین هر یک کنار قبر شهیدی کند فغان هر بلبلی کنار گلی در نوا ببین از سجده های نیمه شب و خطبه های روز بشکسته ایم پشت ستم را بیا ببین هر جا کنند فتح، گذارند یک سفیر وین رسم تازه نیست، بود هر کجا ببین ما نیز بر رقیه سپردیم کار شام تا او کند سفارت عظما به پا ببین منبع:باشگاه خبرنگاران

ادامه نوشته »