خانه / دست نوشته های من / پاره ترین قسمت دنیا-شعر طنز

پاره ترین قسمت دنیا-شعر طنز

…کفش ها یم کو

د م در چیزی نیست

لنگه ی کفش من اینجا ها بود!

زیر اندیشه این جا کفشی!

مادرم شاید اینجاها دیشب

کفش خندان مرا برده باشد به اتاق

که کسی پا نتپاند در آن

ادامه شعر در ادامه مطلب

هیچ جایی اثر از کفشم نیست

نارنین کفش مرا درک کنید

کفش من کفشی بود

کفشستان

و به اندازه انگشتانم معنی داشت…

پای غمگین من احساس عجیبی دارد

شست پای من از این غصه ورم خواهد کرد

شست پایم به شکاف سر کفش عادت داشت…!

نبض جیبم امروز

تندتر می زند از قلب خروسی که در اندوه غروب

کپن مرغش باطل بشود

جیب من از غم فقدان هزار و صد و هشتاد و سه چوق

که پی کفش به کفاش محل خواهد داد

“خوب در چشم ترش می شکند”

کفش من پاره ترین قسمت این دنیا بود

سیزده سال و چهل روز مرا در پا بود

“یاد باش آنکه که نهانش نظری با ما بود”

دوستان!کفش پریشان مرا کشف کنید!

کفش من می فهمید که کجا باید رفت

که کجا باید خندید

کفش من له میشد گاهی

زیر کفش حسن و جعفر و عباس و علی

توی صف های دراز

من در این کله صبح پی کفشم میگردم

تا کنم پای در آن

و به جایی بروم

که به آن “نانوایی”گویند!

شاید آنجا بتوان نان صبحانه فرزندان را

توی صف پیدا کرد

شاید الان بروم…اما نه!

کفش هایم نبست…کفش هایم کو?!

گل آقا

درباره ی مصیب واحدی

همچنین ببینید

آموزش ساخت کاربر جدید در ویندوز ۸

سلام خدمت شما بازدیدکنندگان ایت گلچین وب درصورتی که می خواهید آموزش حذف کاربر از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفده − 13 =